٭ گالش

البته گالش در قدیم به یه جور کفش می گفتن اما برای من حکم چند روزو داره.از اون روز قشنگی که آخرین پست قبل از کیشو زدم تا دیروز من تو این حالت زندگی می کردم.قضیه غیبتهامو می گم.اولش چنان پیچ خورد که فکر کردم دیگه درست شدنی نیس اما بعدش یهو همه چی درست شد.تو اون روزایی که من در قصر داریوش مهمون بودم به قول بعضیا نارفیقام خودشونو واسه درست کردن کارم جر دادن.خیلی واسه م مرام گذاشتن و من از همه شون ممنونم.امیدوارم یه روز برسه که بتونم جبران کنم.

کیش مثل همیشه بود.زیبا خلوت و آرامش بخش.این جزیره واقعا مروارید خلیجه همیشه فارسه.بناهایی که تازه به ش اضافه کرده بودن هم خیلی عالی بود.یه شهر زیرزمینی در محل قناتهای که متعلق به 2000 سال پیش بود.خیلی خیلی زیبا بود.با اون دیوارها و سقف مرجانی.مثل لونه موش کور بود.من یاد خانه خدای جزیره کرت افتادم.توی سینوهه.

و اما در مورد تو.دیگه اصلا مهم نیس چه احساسی داشتی یا نداشتی.نارفیقام هم هیچی به من نگفتن.اما هر چی به م می گفتن باور می کردم چون از آدمایی که هر لحظه یه رنگ می شن بهترن.ضمنا اگه اینا اسمشون نارفیقه رفاقت با نارفیقو عشقه.رفیقایی مثل شما یه موی گندیده ی این نارفیقا هم نمی شین.من كه مي دونم يهو چي شده كه احساساتت قلمبه شده.آره آقا جون آمار سوخته واسه ت رد كردن حالا فكر مي كني رفته تو پاچه ت اما ديگه گذشت اون روزا.تا همينجاشم خيلي به ت حال دادم.بيتا راست مي گه.بايد همون روز اول مي زدم تو دهنت..نه با دست البته.ولي بايد تا مي تونستم بارت مي كردم.اما ترسيدم اگه اين كارو بكنم زود ببخشمت.چون اينجوري تمام اون زخما رو با حرفام مرهم مي زدم.اما حالا ديگه قصه به آخرش رسيده.ما كه از اولش هم ثابت كرديم اهل نفرين و جواب دادن به توهين و اينجور برنامه ها نيستيم.اما واسه ت هيچ آرزويي هم نمي كنم.برو دنبال زندگي ت.اينجا هيچ مرده اي نيست.زنده م و بدون تو هم زندگي قشنگي دارم.گذشت عموجون.اگه نظر برام نذاري ممنون مي شم.ميل هم نزني همينطور.اگه هم دلت مي خواد بگو تا اون كتابا رو يه جوري به دستت برسونم كه يه وقت فكر نكني تيغيدمت.خوش باشم.خدا نگهدارم.

خوب مي رسم به يه شعر قشنگ:
زندگي را دوست دارم با تمام بدبياريش
عاشقي را دوست دارم با تمام بي قراريش
من مي خوام اشكو بفهمم وقتي از چشام مي ريزه
تنهايي گرچه كشنده ست واسه من خيلي عزيزه
تو كتاب نوشته عاشق خيلي تنها خيلي خسته ست
جاي بارون بهاري روي چتراي شكسته ست
اما من مي گم يه عاشق همه دنيا رو داره
همه چترا رو بايد بست وقتي كه بارون مي باره
نون عشقو مي خورم منت نونوا ندارم
سينه سوخته عاشقم با كسي دعوا ندارم
توي دنيايي كه گرگ و برگي تو ذاتشه
من مي خوام خودم باشم با هيشكي كاري ندارم
زنده بودن نمي خوام زندگي قاموس منه
فقط و فقط دورنگي تنها كابوس منه
گرچه خاكم زير پا اما غرورم آسمون
مشكي رنگ عشقمه، نوشته*ققنوس منه
كاش مي شد دارو باشيم نه زخم كاري نه نمك
قطره ي آبي باشيم رو قلب خشك و پر ترك
واسه عشق و عاشقي تو سختي هاش كم نذاريم
واسه خودمون آدمي باشيم نه آدمك
خيليا مي گن كه عاشقي رو ديوار بدونين
اما من مي گم كه عشقو طرح ديوار ندونين
من مي خوام كه مثل موج نباشم اما بمونم
كاش مي شد تو عين سختي بازم عاشق بمونين

*تو اصل شعر نوشته ترانه اما من مي گم نوشته.

يه وبلاگ جديد يافتم.مال يكي از بچه هاي دانشكده ست.آدرسشو هم به زودي مي گم.به نظر من كه خوبه.البته خيلي وبلاگ جوونيه.3 تا پست بيشتر نداره.اميدوارم همينطور ادامه پيدا كنه.

amirsadeghi.persianblog.com


 
;