طلسمو بايد بشکنيم ما هم بشيم مثل همه
حالا که بي وفايييه ما بي وفاتر از همه
هيشکي به غير از خود ما به داد ما نمي رسه
عاشقيا رو هم ديديم به هوس يه بار بسه
عاشقي تو دوره ي ما والا سروته نداره
چيز به اين بي ارزشي چه چه به به نداره
کوير خشک قلبمون ديگه زده هزار ترک
غم ديگه بسه نازنين هر کي نمونده ش به درک
چاکر هر چي با مرام مخلص هر چي با وفا
در به در و هلاکيه همدم پاک با صفا
خلاصه اينکه نازنين گذشته ها رو بي خيال
پروازو عشقه نازنين حتي بدون پر و بال